سرگرد
فروردین ۲۷, ۱۳۹۸
وقتی کلیشه‌ها پاسخگو نیستند
فروردین ۲۷, ۱۳۹۸

جلسه هشتم نگرش جامع به وجود-زمستان97 / «من»

اگر کسی در زندگی در رابطه با شما هر کلام، اقدام یا فکر مثبتی داشت قدر او را عمیقا بدانید و به او بفهمانید که برای شما ارزشمند است؛ چرا که بیان این قدردانی نه‌تنها چیزی از شما کم نمی‌کند، بلکه کار مثبت را تحکیم می‌بخشد. قدردانی فقط یک رفتار اخلاقی نیست؛ قدردانی تحکیم نیروی مثبت در روابط انسانی است.

اگر کسی برای شما کاری انجام داد چه عظیم چه کوچک و کوچکترین اشاره‌ای بهش کرد، داره از دِین سوء استفاده میکنه. وقتی کاری برای کسی انجام می‌دهید خیلی اشتباه است اگر مستقیم به روی او بیاورید. چرا که اگر کاری را برای کسی انجام می‌دهید باید دلتان خواسته باشد وگرنه در غیر این صورت انجام نمی‌دادید. وظیفه‌ی او است که قدردان باشد ولی وظیفه‌ شما نیست که او را مدیون کنید. ما این دو رو قاطی می‌کنیم. اغلب به خاطر کاری که برای کسی انجام می‌دهیم، دِین بیان نشده برای او در ذهنمان قائل هستیم. در جامعه‌ای که اساس عنصر رابطه در آن طلبکاری کاذب است، هر فرد برای کاری که در قبال دیگری انجام می‌دهد در ذهن خود هدفی دارد. بنابراین اگر با فردی مواجه شدید که در رابطه با شما دچار طلبکاری کاذب بود، ترجیحا اجازه پیشروی ندهید؛ زیرا دِین ایجاد شده از خود کارِ انجام شده وزن سنگین‌تری دارد. این دین را تنها زمانی بپذیرید که خود شما مایل به پذیرفتن آن هستید، نه زمانی که به شما تحمیل شده‌است.

در روابط عاطفی هرگز دنبال کسی ندوید. دوستت دارم گفتن به کسی ظرفیت می‌خواهد. دنبال کسی به عنوان اینکه دوستش دارید نروید؛ زیرا حتی اگر با دویدنتان موفق باشید عوضی رفته‌اید. دوست داشتن دنبال دویدن نمی‌خواهد؛ زیرا دوست داشتن یک اقدام به شدت اخلاقی است در حالیکه دویدن دنبال کسی یک اقدام به شدت غیر اخلاقی است. فرد برای دویدن دنبال کسی باید جایی خود را کوچک کند و هیچکس نمیارزد که انسان خود را برایش کوچک کند.

نکته مهم دیگری که باید بدان توجه کرد، آن است ه احساس خستگی را در خودتان ننشانید. بخش زیادی از این آزاری که در جامعه به فرد وارد می‌شود، هدفش خسته کردن اوست. همه ممکن است خسته شوند اما نکته مهم آن است که «آیا خستگی را در خود می‌نشانی؟»

“ Naming in , Making it “

اگر بگوییم خسته شدیم در نتیجه  خسته می‌شویم. و نشاندن این خستگی در خود حکم یک منبع ضدانرژی را دارد که باعث افت می‌شود.

غر توسط هرکسی از نظر من به معنی بیان ناتوانی از تغییر شرایط خویشتن و در نتیجه نوعی طلبکاری است. غر نزنید و به کسی هم که غر می‌زند بگویید:«نه مرسی غرتو نمیخوام».

ریشه‌ی مرکزی برخورد طلبکاری، نارضایتمندی است. از روندی که طلبکاری ما را شکل می‌دهد ناراضی هستیم و این رضایتی بنا بر شخصیت افراد ممکن است به شکل گستاخانه‌ای بیان شود و یا ممکن است به علت حجب و حیا بیا نشود.

اما مسئله‌ مرکزی من در روابط انسانی گستاخی آدم ها است. آماده هستیم که رفتار‌های دیگران را به راحتی گستاخانه تعبیر کنیم ولی به هیچ‌وجه حاضر نیستیم گفتار‌های خود را تجلی کامل گستاخی ببینیم. بنظر می‌رسد این گستاخی ریشه در تاریخ ما دارد. در تاریخ گذشته ایران، ملت همواره به حکم رعیت بودن، توسری‌خور بوده و جرئت مطالبه خواسته‌های خود را نداشت. این روال تا جایی ادامه پیدا کرد تا به انقلاب اسلامی رسید. به نظر من انقلاب یک نتیجه خوب داشت و آن این است که مردم امروز گستاخ شدند. به حدی گستاخ که مجسمۀ شاه که تحلیل اقتدار بود، به پایین کشیده شد. پس از آن قدرت آقای معلم هم توی مدرسه به پایین کشیده شد؛ مدیر به پایین کشیده شد؛ و پلیس هم کشیده شد پایین و … . همه طلبکاریم و این خوب است. به تدریج یاد خواهیم گرفت که چگونه بین این طلبکاری خوب و گستاخی که تبعه‌ این طلبکاری است را، مرزبندی کنیم. اما امروز یاد گرفتیم توسری خور نباشیم. گستاخی به این معناست که آنقدر به بزرگی رفتار خودمان مطمئن هستیم که در اندیشیدن به ارزش رفتار دیگری ناتوان می‌شویم. خواهش من از شما آن است که:

یک – گستاخی خودتان رو تا حد وقاحت بپذیرید و این بد نیست.

دو- بدانید وقاحت و گستاخی به ضرر ماست و بدانید که خودتون تنها معیار نیستید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *