حیطه‌های جدید اقتصاد
اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۸
جلسه پنجم رابطه عشق زن و مرد- بهار98
اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۸

«شعور دل»، سرمایه‌ای که از آن غافلیم ؛ ضرورت توجه به فرهنگ، تمدن و زندگی در گفت‌وگویی متفاوت با پروفسور صدریا

﷯حمید محمدیان| هر انسانی در جامعه رفتارها و واکنش‌هایی دارد که نشان‌دهنده هویت، فرهنگ و اخلاق او در خانواده و اجتماعی است که رشد کرده و پرورش یافته است. یکی از افتخارهای ایرانیان برخورداری از تمدن چندهزارساله و فرهنگی غنی است که پشتوانه‌ای در مسیر زندگی‌شان شمرده می‌شود و به این هویت و فرهنگ می‌نازند. فرهنگی که در ادبیات و اندیشه بزرگان این مرز و بوم جلوه می‌کند و عاشقانه‌های شاعرانش را در شیرین‌ترین حالت برای خسروان بروز می‌دهد و انسانیت، معنویت، هنر و دانش خویش را به رخ همگان می‌کشاند.
فرهنگ را مجموعه‌ای از عادت‌ها، دانش‌ها، باورها،‌ قوانین، اخلاقیات، هنرها و … یک جامعه می‌دانند که در طول تاریخ با استفاده از آموزش از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و راه مشترکی برای زندگی و اندیشه در اجتماع انسانی در یک منطقه محسوب می‌شود. این مسیر زندگی برای هر انسانی در قالب ارتباطات و تمدن، تغییراتی نیز در پی دارد که باید با هوشمندی و آگاهی به آن واکنش نشان داد و در عین رشد و پیشرفت، هویت خود را حفظ کرد. فرهنگی که اگر نبود، امروز ایرانیِ اندیشمند، تأثیرگذار و با قدرت و صلابت وجود نداشت.
در متن مصاحبه‌ای که در ادامه خواهد آمد، با پروفسور مجتبی صدریا، یکی از متفکران کلیدی سازمان ملل متحد در گفت‌وگوی تمدن‌ها و فیلسوف ایرانی و نظریه‌پرداز اجتماعی-فرهنگی که در کشورهای مختلف دنیا تدریس داشته و دارد،‌ از وضع فرهنگی و تمدنی موجود جامعه امروز ما سخن رفته است.

﷯ خرده‌فرهنگ‌های تأثیرگذار
پروفسور صدریا درباره شکست مرزهای تخصصی و نقش و جایگاه روابط میان‌فرهنگی ابتدا به تعریف فرهنگ می‌پردازد و ابراز می‌کند: اگر فرهنگ را به نظام ارزشی که فرد طبق آن‌ها می‌اندیشد و بیان و عمل می‌کند، تعریف کنیم، امروز فرهنگ در دنیا ترکیبات متعددی دارد که هر فرد متفکر خودش می‌سازد؛ این ویژگی شرایط فرهنگی امروز است. این امر که امروز ارزش عناصر با توجه به شرایط حیطه فرهنگی از سوی متفکران چگونه بیان، انتقال و زندگی شود، کاری ارزشمند است. در واقع، آنجایی که این‌ها با همدیگر هژمونی و موزونی داشته باشند، این ارزش‌ها، اعتباربرانگیزند و اگر بینشان تضاد باشد، جامعه و دورانی که در آن زندگی می‌کنیم، این تضادها را برملا می‌کند و اعتبار را از بین می‌برد.
اما جامعه ایرانی ما در شکل فرهنگ و در قالب روابط میان افراد از جوامع به اصطلاح شرقی است که خانواده و همسایه در آن نقش‌آفرینی می‌کند و هر فرد با رفتار اجتماعی برگرفته از این رویکرد، چهارچوب‌هایی را که می‌توان فرهنگ نامید، شکل می‌دهد. پروفسور صدریا در پاسخ به این پرسش که آیا هر فردی فرهنگ خودش را دارد یا نه؟ با اشاره به اینکه منظورش از فرد، اندیشمندان جامعه هستند و افراد اجتماع را خرده‌فرهنگ‌ها می‌نامد، پاسخ می‌دهد: برای نمونه بانوانی که با هم نشست مطالعاتی درباره کتاب‌های اخلاقی دارند، از یک خرده‌فرهنگ مخصوص برخوردار هستند که البته تأثیرگذار است. به عبارت دیگر، در جامعه ما تعداد زیادی از این خرده‌فرهنگ‌ها هست که افراد بر پایه علاقه‌شان مطالعاتی دارند که تأثیراتی را در پی دارد.

﷯ فرهنگ، حیطه‌ای جامع، نه میان‌رشته‌ای
اگر بخواهیم یک فرهنگ را در قالب رشته‌ای دانشگاهی جای دهیم، بی‌شک آن را در زمره علوم انسانی قرار می‌دهیم و یا اینکه در جایگاه میان‌رشته‌ای قلمداد می‌کنیم اما این اندیشمند، نگاه دیگری به این مقوله دارد و فرهنگ را یک حیطه جامع و نه میان‌رشته‌ای می‌داند: «جامع» ترجمه انگلیسی comprehensive و «میان‌رشته» ترجمه multidisciplinary است؛ بنابراین، اگر فرهنگ را یک حیطه جامع درنظر بگیریم، برای اینکه همه عناصر اجازه بدهند یک عنصر فرهنگی درک شود، باید به این سؤال که «فرهنگ چیست؟» پاسخ داد.
صدریا با بیان اینکه ارتباط جوامع بر پایه اینکه می‌خواهند آشتی یا دعوا کنند، شکل می‌گیرد، خاطرنشان می‌کند: به نظر من یک مسئله اساسی برای رسیدن به صلح و آشتی حتی میان دو انسان، (چه برسد به خرده‌فرهنگ‌ها)، وجود دارد و آن این است که وقتی اوضاع موجود ظالمانه است، نباید پذیرفت.
او که از نظریه‌های تئوری دعوا یاد می‌کند، معتقد است: یک موقع باید شما اختلاف را به وجود بیاورید تا اوضاع نابرابرِ بد تغییر کند؛ یعنی فرهنگی که زیر فشار است، باید یک جایی داد بزند و به طور مثال، بگوید که اذیتم نکنید؛ اما یک موقع هست که شما نباید دعوا کنید؛ زیرا ۶٠ درصد حرفتان پذیرفته می‌شود و باید برای ۴٠ درصد دیگر گام‌به‌گام کار کنید تا درصد پذیرش شما بالا برود و به آشتی برسد. روی هم رفته برای اینکه یک فرهنگ جایگاه داشته باشد، باید مولد ارزش باشد؛ هر چقدر فرهنگ شما در خلق ارزش‌ها پویاتر بود، یعنی هرچه تولیدِ شناختش بالاتر باشد، نفوذ آن بیشتر می‌شود.

﷯ شناخت، والاترین سرمایه انسان
این جامعه‌شناس با بیان اینکه اخلاق حیطه خیلی وسیعی است و با فرهنگ یکی نیست، زیرا دو رده بیرونی و درونی در آن وجود دارد، ابراز می‌کند: اخلاق بیرونی این است که فضای اجتماعی برای فرد تعیین می‌کند که چگونه باشد. به طور مثال یکی موی سر کوتاه و یکی موی سر بلند داشته و یا یکی با ریش و دیگری بدون ریش باشد، اما خوب یا بد بودن این رفتار از نظر جامعه بررسی می‌شود.
این استاد و محقق با بیان اینکه اخلاق درونی آن است که به طور مثال، انسان یک دروغ بگوید و باوجود اینکه کسی به او چیزی نمی‌گوید، پشتش بلرزد و پیشانی‌اش عرق کند، می‌گوید: حیطه اخلاق درونی به معنای فرهنگ نزدیک است؛ زیرا همان ارزشی است که طبق آن فکر، گفت‌وگو و رفتار می‌شود.
هر انسانی در طول زندگی خود به کسب سرمایه‌های مادی و معنوی می‌پردازد و اعتبار او را با این دو مقوله می‌توان سنجید ولی در هر صورت سرمایه‌های مادی زودگذر و ثروت واقعی همان اخلاق، فرهنگ و معنویت است. صدریا درباره سرمایه‌های انسانی نیز بحثی جالب و قابل تأمل را پیش روی این گفت‌وگو می‌گذارد و ۴ دسته سرمایه را معرفی می‌کند. او با بیان اینکه امروز علوم انسانی پست‌ترین کیفیت سرمایه را سرمایه مالی می‌داند، زیرا هر فردی از افراد جامعه در هر قشری و حتی هر رشوه‌گیر و دزدی می‌تواند سرمایه مالی به دست بیاورد، می‌گوید: در مقابل، سخت‌ترین سرمایه‌ای که دیر انباشته می‌شود و بسیار می‌تواند مورد بحث قرار گیرد، سرمایه شناخت است و البته میان این دو سرمایه بیان شده، سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز وجود دارد.
این پژوهشگر مؤسسه مطالعات تمدن‌های مسلمانان لندن توضیح می‌دهد: تعداد آدم‌هایی را که شما به آنان اعتماد دارید سرمایه اجتماعی می‌نامند که البته با مسئله‌ای مانند آبرو که در ظاهر دیده می‌شود، متفاوت است. در واقع این سرمایه، شکننده است؛ یعنی انسان خیلی سخت اعتماد آدم‌ها را به دست می‌آورد و خیلی راحت از دست می‌دهد.
یکی از سفارش‌های مهم در آموزه‌های دین ما نسبت به خودشناسی و خداشناسی است و امیر مؤمنان(ع) می‌فرمایند: «کسی که خود را شناخت،‌ به درستی که خدا را شناخته است.» صدریا نیز بر این نکته تأکید و تبیین می‌کند: امروز تولید شناخت مسئله اصلی علم است. حتی اینکه ما شناخت را کسب کنیم، در واقع به این معنی است که در دوره «اکابر» به سر می‌بریم و مسئله اصلی شناخت که به همه عرصه‌ها مربوط می‌شود، جایگاه فرد در تولید آن است؛ از این رو، انسان‌ها باید برای رسیدن به این شناخت گروه تشکیل دهند و بحث و مطالعه کنند. تولید شناخت هم دو مفهوم مختلف دارد؛ یکی تولید شناختی است که در شرکت‌ها و دستگاه‌های دولتی قرار دارد که به آن knowledge production می‌گویند و به عنوان یک تولید به آن نگاه می‌کنند و دیگری، تولید شناختی است که در اختیار جامعه قرار می‌گیرد و تولید دانش خوانده می‌شود.

﷯ هنوز خوابیم
تحقیقات نشان داده که انسان ٣ مغز دارد. هوشِ قلب که پرفسور صدریا از آن به «شعور دل» یاد می‌کند، در واقع جریان آگاهی بصری، درک و راهنمایی درونی است که ما در زمانی که ذهن و احساسات به همسویی منطبق با قلب برسد، تجربه می‌کنیم. شعور دل به‌طور یکپارچه و واقعی این توانایی را به فرد می‌دهد که در سطح بالاتری از عملکرد، خلاقیت، شهود و تفکر قرار بگیرد. به گفته استاد وابسته دانشگاه مانش استرالیا، بهترین دانشگاه‌های دنیا در حال حاضر Heart Intelligencee یا همان «شعور دل» را بررسی می‌کنند و ما متأسفانه هنوز خوابیم، در حالی که دل و شعور دل یکی از مسائل اساسی جامعه ما بوده و به طور مثال، تعداد واژه‌هایی که با لغت دل همراه است، نسبت به همه کلمه‌هایی که در فرهنگ دهخدا درباره عقل، خرد و منطق داریم، ۴ برابر است. لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین می‌گوید: غنای زبان، غنای فکر را می‌سازد؛ متأسفانه ما آن کاری که از این غنای زبان به غنای فکر برسیم، انجام نمی‌دهیم. در واقع ما متن را داریم ولی درباره آن کار نمی‌کنیم و به تولید شناخت کم اهمیت می‌دهیم؛ به طور مثال برای درک بهتر این نکته می‌توان بررسی کرد که چند درصد کتاب‌های ما ترجمه و چند درصد، ویرایش و نوشتار هستند.
مدرنیته و رشد تمدنی در بستر جامعه رخ می‌دهد. این امر با فرهنگ و زندگی به طور مستقیم ارتباط دارد و می‌توان هر فرهنگی را بر اساس این شاخصه سنجید. صدریا درباره این واژه نیز گریزی می‌زند و اظهار می‌کند: رشد جامعه بشری این‌گونه است که افراد دارای خودمختاری‌اند نه استقلال. تفاوت این دو در آن است که خودمختاری، هم به خودمختاری فرد توجه می‌کند یعنی مسئولیت‌های همه حیطه‌های زندگی آدم در اختیار خودش است و هم امکان همبستگی را در نظر می‌گیرد. این در حالی است که استقلال فرد این همبستگی را در نظر نمی‌گیرد و به او آزادی مطلق می‌دهد.
از این رو، من مدرنیته را شکل‌گیری خودمختاری در جامعه بشری می‌دانم. ‌فرهنگ و خودمختاری در جامعه با یکدیگر در تضاد نیست؛ برای نمونه فرد اختیار دارد که در چند عرصه فعالیت کند اما این خودمختاری در گذشته نبوده و انسان در آن زمان چشم‌اندازی نداشته که خودمختار باشد ولی امروزه این چشم‌انداز هست و او مثلا اختیار دارد که مهاجرت کند یا دکتری بخواند و در واقع هر هدفی که خواست،
دنبال کند.
این فیلسوف و جامعه‌شناس یادآور می‌شود: البته در گذشته نهادی مانند حوزه علمیه مدرن‌ترین حیطه کسب دانش بوده، زیرا با بافت اجتماعی ارتباط داشته است؛ مردم، خمس را با اختیار خود به یکی از مراجع می‌دادند و یا فرزندشان برای تحصیل نزد هر عالمی که می‌خواست، می‌رفت و رساله‌ای که مدنظر داشت، می‌خواند؛ در واقع حوزه علمیه با این نوع ارتباط و خودمختاری، خیلی مدرن بوده است.

﷯ آینده ساختنی است
برخی معتقدند که برای شناخت آینده باید از تجربه امروز استفاده کرد؛ به معنی دیگر، اگر بخواهیم بدانیم کسی در آینده چه کاره است، باید ببینیم که در گذشته چه‌کاره بوده است. صدریا این حرف را به این صورت قبول ندارد و بر همین اساس ابراز می‌کند: آینده ساختنی است؛ آن کاری که امروز می‌کنید، آینده آن را می‌سازد و در واقع باید دید که فرد به آن چه علاقه و تعهدی دارد.
خانواده و نسل آینده از دغدغه‌های فردی و اجتماعی در هر کشوری است که برای آن برنامه‌ریزی‌ها و هزینه‌های زیادی می‌شود. این فیلسوف اجتماعی در ادامه این گفت‌وگو درباره خانواده به این نکته اشاره می‌کند که انقلاب دو نتیجه داشته؛ یکی اینکه نسبت به همه‌چیز جسارت پیدا کرده‌ایم که این امر ۵٠٠سال فقدان جسارت را چال کرد. از طرفی ترسو شده‌ایم و آن‌قدر نگاهمان به جسارت‌هاست که به این ترسو شدن توجه نمی‌کنیم. از همین رو، فقدان روابط به علت نگرانی و ترسویی است. یعنی خانواده می‌ترسد روابط داشته باشد؛ در حالی که مدینه فاضله با این روابط شکل می‌گیرد و آدم‌ها بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. جمعیت ایران در یک تحول شتاب بالاست و همه‌چیز در حال تغییر اما مهم این است که ببینیم کدام‌یک از ارزش‌هایی که در این شتاب بالای تحول به وجود می‌آید، مثبت‌تر و کدام‌یک منفی‌تر هستند و مثبت‌ها را تقویت کنیم.

﷯ یاد بگیریم ساده زندگی کنیم
صدریا درباره تفاوت ازدواج نسل امروز با گذشته و تأثیرش بر رشد اجتماعی و در نهایت فرهنگ‌سازی نیز معتقد است: اول باید مسئله ازدواج را ساده تعریف کرد. جهیزیه در گذشته چند طبق بوده ولی امروز فرد باید ۶ کامیون جهیزیه ببرد و از طرفی مهریه سنگین در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که مسئله تعهد زن و مرد و امنیت ربطی به این حرف‌ها ندارد.
او تأکید می‌کند: دختر و پسر باید به این نکته توجه کنند که می‌دانند با چه کسی قرار است در چه عرصه‌ای شریک شوند یا نمی‌دانند. اگر نمی‌دانند، ناآگاه‌اند و باید یاد بگیرند و بیاموزند که با چه کسی می‌خواهند ازدواج کنند و این امر به امنیت و تعداد سکه به عنوان مهریه ربطی ندارد.
استاد سابق روابط میان‌فرهنگی و مطالعات شرق آسیا در دانشگاه «چؤو» ژاپن مثال دیگری از ساده‌زیستی را در ارتباط با منزل مسکونی ارائه می‌دهد و می‌گوید: برخی انگار اگر محل اقامتشان کمتر از ٩٠ متر باشد، احساس عقده می‌کنند؛ اینکه می‌گوید شرایط ازدواج را ندارم و منزلم باید ٩٠ متر و بیشتر باشد، کار را سخت کرده است؛ در حالی که به طور مثال، استادتمام دانشگاه ژاپن با ٢ بچه، همسرومادربزرگش در منزلی ۴٧ متری زندگی می‌کند. راهکار همین است، یاد بگیریم ساده زندگی کنیم.

﷯ برای ارتباط با جهان، خوبی‌های هر منطقه را بدانیم
صدریا در پایان این گفت‌وگو با بیان اینکه در ۱۳۷ کشور دنیا دست‌کم بیش از ۶ هفته زندگی کرده است، درباره راهکار بهتر ارائه اندیشه و تمدنمان توصیه می‌کند: در هر منطقه‌ای اول یاد بگیریم و مطالعه کنیم که آن جامعه چه فرهنگ و رفتار جالب و خوبی را ارائه می‌دهد؛ زیرا این دنیای ۷میلیارد نفری یک جهان خوب دارد. به‌طور مثال یک جزیره در ۶٠ کیلومتری ونکوور کانادا به نام «سالت اسپرینگ آیلند» هست که در مرکز آن به‌نام «گنجیز» در روزهای یکشنبه بازاری است که پول رد و بدل نمی‌شود و معامله کالا به کالا وجود دارد و مردم از کشورهای مختلف برای دیدن آن حضور می‌یابند. یا جایی در آفریقا به نام «سوری» هست که برنج وحشی تولید می‌کند و ماهی و درختان خیلی بزرگ دارد که با استفاده از این نعمت‌ها خوراک خود را تهیه می‌کنند و کلبه می‌سازند و در نتیجه فعالیت و هزینه زیادی در زندگی ندارند و به کارهای هنری می‌پردازند.

لینک روزنامه شهرآرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *