عمده ترین خطر گران فروشى فروخته نشدن کالاست

اگر فرض را بر این بگذاریم که به علت پستى و بلندى هاى متفاوت فرهنگى، اقتصادى و سیاسى که براى مردم جامعه ما در صد سال گذشته اتفاق افتاده است عمده این مردم به مرحله جدیدى از هوش، درایت و درک نسبت به واقعیت هاى خود در پدیده هاى مادى، معنوى و کلا زندگى رسیده اند اگر این فرض درست باشد برخى از ما تفکرمان، رفتارمان، دیدگاهمان نسبت به یکدیگر و پدیده هاى زندگى متعلق به دوران قبل از شکل گیرى آن هوش و درک و درایت است ویژگى آنچنان رفتارى چه بود؟
خود را زرنگ میدانستیم زمانیکه در روابط انسانى/اجتماعى سر دیگرى یا بهتر بگویم سر هم کلاه میگذاشتیم یا کلاه برمیداشتیم، دوران پس از هوش و درک و درایت که بیشتر دورانى است که به تدریج مسیرهاى از حال تا آینده ما بر آن استوار خواهند شد.
قبل از باور “زرنگى خویشتن” آرام آرام باور به سوى فهم عمیقى از ضرورت اعتماد سازى و دراز مدت دیدن روابط انسانى/اجتماعى این تحول منجر به این میگردد که براى فروشنده ى یک کالا و یا یک سرویس لااقل به اندازه فروش آن کالا و یا سرویس ضرورت تضمین خدمات بعد از فروش مَد نظر باشد.
همین تحول اجتماعى، درایتى و فرهنگى باعث میشود که در معامله هدف استفاده از آن “کلاه معروف نباشد چه گذاشتن و چه برداشتن آن” بلکه باور داشته باشیم که فقط روابط برد/برد پایدار هستند، یعنى در ذهن من فقط بردن خودم مَد نظر نیست بلکه بردن طرفى که با او در رابطه هستم نیز اگر مَد نظر باشد اعتماد شکل میگیرد و روابط شامل پایدارى میگردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *