دیداری از دو بزرگ در یک روز

بعد از مدت مدیدی قول و قراری با یکی از دوستان چند روزی مرا به مشهد آورد.
قول و قرارم انجام شد.
تصمیم گرفتم پس از پایبندی به قول و قرارم زمانی را به دور از هر قرارِ رسمی به اختیار خود در بیاورم و وقتی یک زمانی را کامل به اختیار خود در می‌آوریم، آنوقت کیفیت تملک اساسی می‌شود.
آفتاب مشهد گرم و طوس گرمتر بود، این تصمیم برای تملک زمان مرا به دو مقصد هدایتم کرد اول برای چندمین بار بازدید از مقبره حکیم ابوالقاسم و پس از دو سال از مرگ استاد شجریان گذشتن تصمیم به دیدار از مقبره ساده و زیبایش در یک روزِ تابستانیِ گرم و آفتابی مشهد؛
سلامی مجدد هم به کار استاد سیحون کردم، دیدار مجدد از مقبره فردوسی و عرض ارادتی نو خدمت استاد شجریان؛
در این سلانه سلانه راه رفتن در اطراف این مجموعه زیبا نکته‌ای جلب توجه می‌کرد
لااقل در مورد استاد شجریان، بخش قابل ملاحظه‌ی دیدار کننده‌گان مقبره‌اش میانگین سنی‌شان کمتر از سی سال بود و تعداد زیادی از آنها اشک غلیظی در چشمانشان بود گویا‌ چنین است که انسان‌های نیک زنده می‌مانند،
لااقل در دل‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *